و باز هم هايکو

در سوز این زمستان لنگرنشین حتی باد هم راهش را گم می کند !

hh%20icon%204%20Spring%20Landscape.jpg

در برودت این باد ها

 پیچ و تاب سر شاخه های لخت

کدام سو باید رفت ؟

حتی هزار بار مردن عشق به زندگی را خزان نمی کند !

میان قبر ها

بالای مزارم نشسته ام

چه چشم اندازی !

hh%20Icon%201%20North%20Shore.jpg

چه سکوتی !  جای اصحاب کهف اینجا خالی است !

کلبه ای

گربه راه خودش را می رود

میان برف ها

آیا بین نوک کلاغ تا خاک برکه ای برای این ماهی پیدا می شود ؟

کلاغ نشست

ماهی لغزان آب های دور

جای باران خالی است !

hh%20Icon%203%20Iris.jpg

کاش می دانستیم دل این کفشدوزک به اندازه کجا است  !

کفش دوزک تابستانی

لا به لای این همه گلبرگ

از کجا آمده است ؟

مثل اینکه تنهائی فقط برای آدم ها نیست  !

این سو

خوشه ای ستاره

آن سو ، ستاره ای تنها !

 

/ 12 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حميد حاجی پور

سلام آقا مسيح خودمون.... پس چرا عکس کم آوردی

زهره

Sher hay bolande shoma ghashangtar bodnad

غروب آخر

ولی تو نرو، بمان تا این نوشته آخرین سروده ی من باشد، در تنهاترین عاشقانه ها... به روزم

کمال

ميان قبرها.. بالای مزار خود نشسته ام.. چه چشم اندازی.. خيلی خوشم آمد از اين يکی آقا مسيح

رضا

سلام زيبا می نويسی به وبلاگ من هم ميايی؟

آقا حميد حاجی پور

سلام آقامسيح ... با باتو که هر روز شکل نوشته هات رو عوض ميکنی... اونجوری سياه سفيد بود که قشنگ تر بود با اون عکسها که به شعرها ميامد..پس چرا يکهو رنگی شدی !!!!!

مرتضی رضوی

من دراين تاريکی فکريک روزنه ام تابه فرياددل نازک نوری برسد چه شکيبا به دوش ميکشد اين همه بار ِ خشت را پنجره !!!