هی سنگ صبور !<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

سرخی گل های انار سوخت

 

یعنی که رفتند با هزار سرب سرخ برگردند ؟

نه

به گمانم کسی کبوتر سربریده ای در چنته دارد

 

گوش کن صدای کلاغ نمی شنوی ؟

 

دارند بر فراز سگی می چرخند

 

لاشه خورشید به دندان سگ ها است

 

کاش می دانستم اینجا کجا است ؟

 

آیا رابطه ای بین غسالخانه و سلاخ خانه میبینی ؟

 

چرا خون بر نیش آهوان خسته قندیل بسته ؟

 

هوا بس ناجوانمردانه سرد است

 

کاش لب ها ذوب می شدند

تا کی این راز مگو

 

حکایت هجران را

 

بر سینه تو سنگواره می کند

 

هی آلاله های دوشیزه

 

قد بکشید

 

/ 28 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد روحانی ( نجوا کاشانی )

سلام ، نگاهتان دلنشین و شعرتان شور انگیز است در بارگاه عشق شما بار یافتم خود را درین بهشت گرفتار یافتم هرچند چهره های مجازی ندیدنیست شادم ازان که فرصت دیدار یافتم هماره پویا و پایدار باشید

سيروس

آقای طالبيان عزيز. از اشنايی باشما به گونه ای ديگر خوشحالم. با وب لاگ شما از طريق يکی از همکارانم آشنا شدم. طرح تازه وبلاگ تان را هم تبريک می گويم. اميدوارم اين همه دوست که در انتظار کارهای تازه از شما هستند را نا اميد نکنيد. به اميد کاری ديگر از شما. موفق باشيد دوست من.

ژاله

قالب نو مبارک / من هم به روزم

ايرانی

سلام از آشنايی با شما خوشحالم ..متون زيبايی بود . و احساس زيبا تری ...شادباشيد و نوشته هايتان هميشه جاری تر خداوندنگهدارتان .

ژاله

زندگی خالی نيست مهربانی هست (!!).. سيب هست (!!) .. ايمان هست (!!) آری.. تا شقايق هست زندگی بايد کرد (سهراب)

لاله

سلام خیلی قلم زیبایی دارید. ازمحيط زيبای وبلاگتون خيلی خوشم اومد هميشه موفق و پاينده باشيد.