حلقه گم شده

 نه

قرارِ ما این نبود

که طلوع و غروبِ سرخِ نارنجی را

 به چوب خطِ انتظار بِکِشیم

و سَلانه سَلانه رفتنِ خورشید دلگیرمان کند

تو دلواپسِ رسیدنِ کدام لحظهْ موعودی

قرار ما از اول این بود که

آرزوهایمان حتی به رویا هم نرسند

و هیچ پنجره ای بسته نباشد

ببین دینا

ما نه محکومیم

نه زندانی

که کارمان شمردن ِثانیه و دلداریِ تمنا باشد

فقط خارجِ قسمتِ تقسیمِ عدالت

گنگ تر از همهْ آرزو ها یمان شده

تو باز هم زانو بزن

و به خاطرِ همهْ رویاهای عقیم

از آن جَبَروت آرامشِ ارزان بخر

من هم زانو بر زمینِ تَبله کرده

با غریزهْ حیوانی

پِیِ روزیِ نقد می روم

شاید هنوز هم فرقِ طعمِ تلخیِ سودمند

و تلخیِ مُضرِ علف ها را به یاد بیاورم

حالا ابرو خم می کنی که یعنی

تابِ گیسِ تحمل بریده ام ؟

تو نبودی که مثل دارکوب

هِی بر پوستِ زُمُختِ پیشانیِ قسمت می زدی ؟

تا از شَفیرهْ متعفنِ حشراتِ مقدس

به شیرهْ جاری در میانترین مرکزِ هستی برسی ؟

من نگرانِ شَتِه ها هستم که سرچشمه می بندند و

 تو فقط به دالانِ مورچه های عجول می رسی

بیا برویم پیِ آن حلقهْ گم شده بگردیم

آن جا که راه کج کردیم

و قرار بودتنازع را به پای عشق ببازیم

من فکر می کنم چیزی را پنهان کردیم

هنوز هم گاهی

بعضی از ما

هوسِ چهار دست و پا رفتن داریم

 

/ 24 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ژیلا

سلام شعر خيلی زيبايی بود.گفتی هر روز آپی ولی آخرين مطلبی که من ميبينم همين شعر زيباست.حتما بازم ميام.

zhaleh

سلام/ من از شعراتون خوشم اومده/ حداقل تکراری نيست/ با واژه های جديد حرف های تکراری رو زيبا بيان کردی/ ولی فکر نکنم با هر زبونی که بگيم تو دل کسی که نمی خواد گوش کنه جا بگيره/ خوشحال ميشم به من هم سر بزنی

atefeh

زیبا می نویسید.دلم را خوش می کند.افسوس که در دنیای ماشینی ما خود دل هم نمی ارزد ، چه رسد به حرف دل.گاهی آدمها می خواهند بهتر باشند ،بدتر میشوند. بعضی ها می خواهند تو را از چاه در آورند،بیشتر فرویت می برند.آن وقت است که وا می مانی! به هر حال بد وبیراه های مرا جدی نگیرید.امتحانات خسته ام کرده.20 روز پشت سر هم.از حالا به بعد درستش می کنم.خودم را می گویم! گاهی سخت گیری لازم است.من از روزگار جا نمی مانم.

atefeh

بازم سلام.من ساعت ۱ امتحان دارم .اما نوشته شما منو ترغيب می کنه اينجا بشينم.شما تا حالا جمکران رفتین؟؟ یا به صحنه ای تلویزیون اکتفا کردین؟!! صاحب اونجا عزیز ترین دوست منه. می تونید باور نکنید ولی تنها کسیه که هرگز تنهام نمی گذاره.شايد بعدا بيشتر نوشتم.به هر حال روح من با عشق به اون پيوند خورده نه با گريه وغصه.اون تنها کسيه که از شنيدن دردهای من خسته نمی شه...

گل گلدون من

سلام...........وفات حضرت فاطمه ص را تسلیت می گویم.......

atefeh

خوب درست شد.وقتی شما حرفهای مرا تعبيری می کنيد که دلم می گيرد دو صفحه تایپ شده را پاک می کنم وديگر حرفی نمی زنم. اگر نوشته( گمشده من) رو خونده بوديد اجازه می داديد آرامش بعد از طوفان رااحساس کنم.در مورد اعتقاداتم هم حرفی نمی زنم وحرفهايتان را به حساب تجربه می گذارم نه توهين!!

ژیلا

سلام- من بازم اومدم و بازم چيزی نديدم.ـ(گريهههههه)

atefeh

سلام دوست خيلی بزرگ من... من خوبم.اومدم ببينم شما چرا آپ نمی شين؟؟ با من که قهر نيستين؟؟ امتحانا کلافم کرده بود.امروز تموم شد.دارم نفس ميکشم.بعد ازبيست ويک ماه بي وقفه درس خوندن وکار کردن از امروز خلاص شدم.

raha

سلام خوشحالم که به اينجا سر زدم دوست من محشر بود بابای

بهاره شب بو

خيلی خوب بود ...به من سر بزن ...دوست دارم نظرتو راجع به شعرام بدونم...لطف ميکنی