<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

clear.gif

44665_wallpaper280.jpg

     

آی ، با تو ام

      سینه سرخِ خانه به دوش

      گفته بودم که بغض هایت را می شناسم

      پس این مرواریدِ سرخِ انتظار

      که بر گوشه نگاهت نشانده ای

      برای چیست ؟

      یعنی که من این قدر هوای گریه را فراموش کرده ام ؟

      باور کن خودم خواهد آمد

      برایش سفره شعر چیده ام

      همه رمضان را با یاد افطاری لبش به روزه  شبانه نشستم

      هنوز اذان وداعش را به تبسم ذوق دیدار روزه می گیرم

      حالا برخیز

      بهانه مگیر

      شانه ای که یادگاری پیشت دارم

      به موهایت بکش تا روی چشم هایت

      من گوشه آن آئینه

      آنجا که با اشکهایت حرف می زدی

      ذوق تو را بو می کشم

 

 

/ 7 نظر / 10 بازدید
ژاله

سلام من برای نظر دادن دوباره ميام / من هم به روزم و خوشحال ميشم ببينمتون /

ژاله

من غرق گريه ات می کنم از هق هق بوسه ها / می خواهی چه کنی ؟ / فئقش می روی شکايت ام می کنی به گل / که به قول قديمی ها مثلا فال کدام پروانه است ؟ / بگذار شادمانی باشد / با تو نيستم / مرسی / يادم هست که گفته بودم جرم باد ربودن بافه های رويا نبود / وقتی که خيلی دور می شوم از اين حدود با خودم می گويم يک نفر آنجاست او که به شامگاه و در بامداد تو را می نامد /

عاطفه

شما که منو فراموش کردين.ديگه عاطفه يادتون نيست..اما من بازم ميام که دسنوشته های قشنگتون رو بخونم.

darya

پر نده در غم هجران تو چه بايد کرد.... دلم برای نگاهت بهانه ميگيرد... دلم اگر بروی در خزان هجرانت چو يک کبوتر بی اب و دانه ميميرد.....سلام و خوشحالم كه اينجام و نوشتهاي زيباتو ميخونم منم رفتم خونه جديدم مياي ديگه اره؟ WW.DARYA1384.PERSIANBLOG.COM

عاطفه

دلم گرفت دوست من! چرا آخه.. چرا..

farzaneh

سلام اين شعر پر از احساس از کی هست فوق العاده بود

ارش

سلام دوست عزيز.لذت بردم.دست مریزاد.ببخشيد که دير کردم.مناز پرشين بلاگ رفتم.به خانه ی جديدم بيا.لينکت را در اولين قرصت خواهم گذاشت.بدرود.