<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

 

امروز صبح که به محل کار می آمدم بارانی از شکوفه های برفی میبارید و دلم را دیدم که از سینه سر بیرون کرده بود و به من می گفت بنویسم.من هم نوشتم آنچه او گفت. شاید این احساس در تمام ما آدم ها باشد و حتما هست.باید پنجره دل را گشود تا هر آنچه میخواهد بگوید و ما آن را به واژه بیازائیم.

 

خوابهای کودکی

آن رویاهای ذلال

که اول بار کوبه های پنجره دلم را نواخت

و مرا با دلم آشنا کرد

دلی که بوی سینه های مادرم را داشت

وقتی شیر و جان را با هم مینوشیدم

و چشم هایم با ولع

                            برق نگاه دوست داشتن را

در امتداد آبشار موهای مشکینش

مرا تا گونه های عشق و کرامت و تعلق میبرد

ومعنی فاصله و احساس را می آموخت.

 اینک تو را میخواهم

که شبیه تمام خوابهای کودکی منی

و معنی احساس و فاصله

و بوی دوست داشتن

در نگاهت شکوفه می کند

 



/ 6 نظر / 10 بازدید
arash

سلام عزيز برادر با احترام به شما از کامنتی که شما برايه من گزاشته بودی تشکر ميکنم ولی با نظراط شما مخالفم اگر لازم شد مدارکی هم دال بر هويت داشتن شعرها برای شما فکس می کنم بدرود

younas

تو وبلاگ مجنون بودم .. کامنتتو خوندم واسم جالب بود .. وقتی می خوام ببينم کسی رو دوست دارم واقعا يا نه نيگاه می کنم که چقدر شبيه علاقه من به مادرمه! .. اونقدر هست که هر کی رو که دوسش داره دوست داشته باشم؟ ..بی خيال متنتو خوندم احساس کردم .. اينم بی خيال .. موفق باشی!

younas

کامنتتو خوندم .. می دونی غريب آشنا فقط يه دوست خوبه! .. ربطی با رابطه من با خدا نداره! ولی بهترين دوستم همون خداست .. راستی وقتی همه زندگيت يکيه ديگه لازم نيس سر سجاده ببينيش! .. اينم زندگی ماست داداش من .. همه چی نشونه از نگاه های اونه و ما اسيرش! دوسش دارم یه عالمه .. خیالت راحت باشه می خوام آب بخورم یه نگاه می ندازم ببینم عکس العملش چیه!

Majnoon

سلام.السلام عليک يا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک عليک منی جميعا سلام الله ابدا ما بقيت و بقس الليل و النهار السلام علی الحسين و علی اولاد الحسين و علی اصحاب الحسين و علی عشاق الحسين...علی علی