و باز هم تانکا و فوران کلمه دوست داشتن

نمی دانم
کدام پسین بی سایه
حواس درد هایم
پرت این بهار خواهد شد
با این حال
دارم پیاز نرگس می کارم

آینه هم
از تکرار من
بیزار است
باید
دوباره عاشق شوم


در سایه شکوفه ها
با رویای تو
بخواب رفتم
نیمه های شب
همه ستاره ها شکل پروانه شدند

/ 12 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غروب آخر

همه درخورد وصال تو و من از همه کم همه حيران جمال تو من از همه بيش

زهره

نيستی درکنارم آه می کشی آه! و دلم بهانه می جويد خسته می شوی خسته دستانم خسته می شوند خسته می روی بی هيچ نگاهی گرم گم می شوم تنها وسرد پائيز است پائيز است و تاک عشقم بی برگ برگ می دانی بک بوسه ات را به هزاران بهار نمی دهم می دانی خوان زلفانت به هزاران سفره رنگين نمی ارزد می دانی اما نيستی نيستی نيستی درکنارم

حميد حاجی پور

نخستين کلنگ نابودي پاسارگاد زده شد کلنگ نابودي ايران زده شد کورش بزرگ يک زماني گفته بود : اي آدمي زاد، هر که باشي و از هر کجا که بيايي، و از آن هر زمان که باشي، زيرا مي دانم که خواهي آمد، من کورشم، که براي پارسيان اين کشور پهناور را ساخته‌ام، پس به اين مشت خاک، که تن مرا پوشانده، رشگ مبر هرکس که آهنگ ويراني آرامگاه مرا کند، اهورا مزدا او را نابود کند

تصنيف عاشقی

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما همه چیز ناگهان از یک شوخی دوستانه آغاز گردید و به گذشت ایام این شوخی جدی گشت و مرغ عشق از زبان بر دل نشست و لانه کرد دایم در فکر معشوق بودم و جرئت وصال نداشتم نمی دانم چرا شاید شجاعتش رو نداشتم نرم نرم حضور معشوق از دیده می رفت ولی در دل محکمتر می گشت نهیب به دیده می زدم که بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود زین سیل دمادم که در این منزل خواب است لحضات وصال می گذشت و بدل به هجران میشد ولی امید از میان نمی رفت چاره نبود باید بر هجران صبر می کردم

غروب آخر

قصه ی من اينبار، قصه ی نرم عبور قاصدک از کوچه های تنهاييست... به روزم

ژاله

یک وهمی ، یک اتفاقی، یک چیزی ... ! رهگذران خاموش بی گفت و گو، چراغ های شکسته ، چشم ها ، دستمال ها دیوار های بی دریچه باد های بی روبه رو پیاده روهای بی کنج و پیچ تا هر کجا ، وعصر .... عصر عجیب قدم های بی مقصد ما که پیدا نیست لنگیدن زندگی از کفش های تنگ این گریختن غمگین است ، یا کار ما یک جایی در شمارش این ثانیه های بی صبور می لنگد! به روزم

هما

سلام مثل همیشه ریبا و با احساس و من یاد شعر سهراب افتاذم. زندگی بر و بالی دارد به وسعت مرگ برشی دارد اندازهء عشق زندگی چيزی نيست که لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود..... چه اهميت دارد گاه اگر ميرويند قارچهای غربت؟؟؟

هيچکس

متن های قشنگی بود.تا حالا نخونده بودم. ولی به نظر خودت تو اين دنيايی که همش پر از دروغه ديوونگی نيست ادم دوباره عاشق بشه در حالی که عشقه اولشم دروغ بود

I wish you all the best and lots of ,Happyness, Enlightenment, Healt Wealthh, long life, Success, Good communication with everyone and PEACE of mind. You are the Truth, You are the SELF You are the Center of whole Universe!!! When you realize that your world is only a reflection of yourself, world is a mirror to see your self, You will find every thing in yourself. Discover LOVE and Happiness there are just in your inner self waiting for You. Love you so much, . زیبا و جالب مثل همیشه ,

I wish you all the best and lots of ,Happyness, Enlightenment, Healt Wealthh, long life, Success, Good communication with everyone and PEACE of mind. You are the Truth, You are the SELF You are the Center of whole Universe!!! When you realize that your world is only a reflection of yourself, world is a mirror to see your self, You will find every thing in yourself. Discover LOVE and Happiness there are just in your inner self waiting for You., . زیبا و جالب مثل همیشه ,