54547_wallpaper280.jpg

    دست خودم نیست<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

      گاهی ، اگر بوی ترا در باران می جویم

      باور کن

      من اصلا منظورم تو نبود که پیشم نباشی

      من حتی هر گز نگفته ام

      ملال نشسته بر چشم ها را  باید شست ؟

      فقط .

      فقط دل ام تا کنج اشک

      تا صبوری امید هامان

      کشیده و طناز

     هوای سورمه سبز دارد

      حالا دوست دارم سخاوتمندانه

      مثل آن روز پائیزی

      دست ات را به دستم دهی

      نگاهت را هم از من بگیری

        و بدانی که من چقدر.......

      چقدر

      تاختن  اسبهای سفید وحشی را

      بی سواری بر پشت

      و آواز پرندگان بی قفس را 

     رها با خودشان

       وزبان شگفت انگیز آب وسنگ و تاریکی را

      در زلال ماه ندیده

     و حرف جاده های تنها

      با امتداد تنهائی را

      دوست می دارم

 

/ 14 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Kamal Afkhami

سلام..مثل اينکه اين روزها سخت گرفتار کار و مسائل زندگی هستيد که کمتر شعر مينويسيد تا ما لذت ببريم. درضمن بالاخره موفق شدم و کسی را که دنبالش ميگشتم پيدا کردم.

atefeh

پر احساس ترين قسمت شعرتان..حالا دوست دارم سخاوتمندانه مثل آن روز پائیزی دست ات را به دستم دهی نگاهت را هم از من بگیری و بدانی که من چقدر....... چقدر...... شاید هم چون برایم معنی داشت این همه خوشم آمد...شما خوب هستید؟

gomshodeh

سلام آقای طالبيان اين متناواقعيتن قبلا وبلاگ قبليم اومده بودينtaraneyenegahat.persianblog.ir در ضمن خيلی از حضورتون خوشحال شدم.

مجید

سلام شعرتون رو خوندم واقعا زيبا بود .

zhaleh

زودتر بیا من زیر باران ایستاده ام و انتظار تو را می کشم. چتری روی سرم نیست می خواهم قدم هایت را،با تعداد قطره های باران شماره کنم تو قبل از پایان باران می رسی یا باران قبل از آمدن تو به پایان می رسد؟ مرا که ملالی نیست حتی اگر صد سال هم زیر باران بدون چتر بمانم نه از بوی یاس باران خورده خسته می شوم نه از خاکی که باران غبار را از آن ربوده است. هر وقت چلچله برایت نغمه ی دلتنگی خواند و خواستی دیوار را از میان دیدارهایمان برداری بیا من تا آخرین فصل باران منتظرت می مانم.

ژاله

دوباره سلام / می خوام يه چيزی بگم می خوام بگم تو يه شرايطی که ديگه اصلا خواب نمی ديدم تب شاعرانه ام کور شده بود با اينکه اصلا تا حالا شما رو نديدم و نمی دونم چه شکلی هستيد / خوابتون رو ديدم / عجب خوابی هم بود / فقط می دونم بعد از مدت ها خواب نديدن خيلی حال و هوام رو تغيير داد / با هم شعر می خونديم شما موهای بلندی داشتين که جو گندمی بود تارهای سفيدش پيچ خورده بود و اومده بود پايين شما اومده بودين ته دنيا همونجايی که من گرفتار شده بودم / شده بودين يه اميد برای من غريب / می خوام بگم يه اميد بودی تو خوابم طوری که بعد از بيداری هم حسش می کردم /

نون والقلم

سلام خسته نباشي قشنگ مينويسي و قلم گيرائي دارين . خوشحال شدم از ديدن وبلاگ زيباتون موفق باشين

ژاله

دوباره سلام اول اينکه می خواستم بابت ميل از شما تشکر کنم من برای شما ميل فرستادم اما مثل اينکه به دستتون نرسيده احتمالا رفته تو بالک چون ميل من هم فارسی بوده / به هر حال ممنونم / واقعا ميل زيبايی بود / و ممنون از اينکه دوباره قراره بهم سر بزنيد چون دوباره به روزم /

عاطفه

دوست من ..مثل قبل بهم سر ميزنيد ديگه؟؟