Stock Photo titled: A couple having a romantic evening on Lake Tahoe CA.

 

        یک صبحِ  زود

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

        یک صبح که با تو می آید

 

        نمازِشکسته  می خوانم

 

        وبه جائی حدودِ کودکی ها خواهیم رفت

 

        می گویند آن جا

 

        كوچه ها را با نِي ساخته اند

 

        بام هایش ستاره باران است

 

        و اذان را هم یک پرنده می خواند ؟

 

        حالا که مردمانِ آن نواحی

 

        با بوی یاس وضو می گیرند

 

        بیا که نمازمان را

 

        در مهتابِ آن جا قضا کنیم

 

        دستِ دلت را از دستم مگیر

 

        كوچه ها پيچ در پيچ اند

 

        ديوار ها كوتاه

 

        و صورت ها گلدان هاي پنجره ها

 

        می ترسم دلت را گم کنم

 

       حالا بگو

 

       صبح را کِی طلوع می کنی ؟

 

/ 5 نظر / 10 بازدید
rira

سلام...عبادت شيرينت مقبول درگاه دلش!...مارا هم دعا کن تا عبادتمان قضا نشود.....شايد به طلوع جيزی نمانده؟!

نفيسه

صبح را کی طلوع می کنی؟؟؟؟؟کاش می‌دونستم!

Jaleh

گنجشک پرشکسته باغ محبتم .... تا کی در اين بيابان سر زير پر نهم ؟ با خود مراببر به چمنزارهای دور .. شايد به يک درخت رسم.. تغمه سر دهم. (مشيری)

farzaneh

سلام چه شعر جالبی وهمينطور عکس خيلی قشنگی

عاطفه

هنوز زيبا مينويسيد و من هنوز تلخ... بگويم خوش به حالتان..آخر نميشود که من خودم را با شما مقايسه کنم! دوست من! نفس به شماره افتاده و نبض به کندی ميزند..تهش اينجاست؟ نميدانم..فقط صدای فريادهای خاموش من است که به آسمان هفتم ميرسد و انعکاسش اشک روانی است که از غم يک دوست دامنم را ميگيرد..او به کمک نياز دارد و من عاجزم از کمک به او ..شما بهترين انتخاب من بوديد.ميشود کمکش کنيد؟www.hamedazez.persianblog.ir؟؟؟ من که ديگر بريده ام ..از زمين و زمان ..جز او که شدیدا در برابرش عذاب وجدان دارم و نميدانم چه چيزی سهم مرا از کار او کم ميکند..خدا همه را ببخشد مرا هم.