يک شعر کوتاه و ادامه اسلوب های هايکو

LeafMacroDogwood01.jpg

پائیزانه

این راه ..

نه با من تمام می شود

نه با تو ..

نه با خیال هزار پیله ء پوسیده

حالا هی حوصله از کوچ و کولی

بگیر و برو ...

گیرم به آخر این پائیز هم رسیدی

کو برگ ؟

کو بر ؟

کو چشمی و سرمه دانی ؟

دیشب

خواب اجاقی روشن می دیدم

پر ها را یکی یکی داغ می کردند

جای هیچ کسی خالی نبود

همه جا انتظار باران بود

باد می آمد

تو که آمدی

فهمیدم که صبح ماندنی است

 

DogfaceSouthern01.jpg 

ادامه ء اسلوب های هایکو :

2- اصل تقابل  Contrast

در این اصل  اینطور به نظر می رسد که کار شاعر اینجا بسیار ساده و سهل است ، کاری که باید انجام دهد فقط متقابل کردن و در برابر هم قراردادن دو تصویر است ، به این مثال توجه کنید :

تند بار بهاری

آویز سرشاخه های بید افشان

جوانه های سبز

 

هیچگاه از پس تند باری بهاری ، برگ های نورسته بر شاخه های بیدی افشان را دیده اید ؟

شور انگیزی این اسلوب در هیجان و شوری است که از تقابل و برابر نهشت چیز ها و تصاویر بوجود می آید. در بیشتر آن لحظات الهام و یا " لحظهء هایکو " مجموعه تصاویر روشن ، یک علاقه و دلبستگی درونی در شاعر و مخاطب القا می کند . با این حال بخش اعظمی از شگفتی های زندگی و حیات نتیجه تقابل و برابر نهشتی چیز ها است و بدین لحاظ است که این اسلوب یکی از اساسی ترین تکنیک ها در سرودن هایکو محسوب میشود.

IceStorm12200201.jpg

به این هایکو از بوسون BUSON توجه کنید که چگونه از تقابل دو تصویر به ظاهر نا مرتبط چه معانی دهشت آوری روح مخاطب را در چنبره خود می تکاند :

 

سرشاخه های پرشکوفه ء آلو

و روسپی ها که در اطاق های سرخ

لباس شب می خرند

 

بهار آمده است و روسپی ها در خیال لباس های شب ، که اینک ندارند ، سرگرم کارند تا بدست آورند . شاید آن ها هم در این بهار بهاری شوند !!!!

سطر اول و دوم این هایکو به دنیای طبیعی و طبیعت مرتبط است ، سطر دوم و سوم به دنیای مرد ها وابسته است که هر دو تصویر در حالیکه ظاهرا به هم نا مرتبط هستند، با هر ذهن ساده ای قابل دیدن و تشخیص است و در وحدتی غیر قابل تفکیک با هم تخیل می شوند . با این وصف این همجوشی تصاویر برای بوسون تا اندازه ای بیرونی و عینی است تا اینکه درونی و ذهنی باشد .

این دو تصویر از هر جنسی که باشند مهم نیس ، اهمیت قضیه در این است که از تقابل دو تصویر ساده همه حس مخاطب بیدار میشود تا به چرائی آن چیز های ناگفته بیندیشد .

 

باشو در همین حال و هوا هایکوئی دارد که برای تکمیل حس هایکوی بوسون در اینجا به آن اشاره میکنیم :

با روسپی ها

زیر یک سقف خوابیده ایم

گل های شبدر و مهتاب

 

باشو ، شاعر هایکو سرای ژاپنی در طی یکی از سفرهایش در بین راه در قهوه خانه ای سر راهی شب را اطراق می کند ، فصل فصل پائیز است و چند روسپی آواره هم آن شب را در همین مکان سر می کنند. به یکباره باشو نگاهی بر صورت معصوم روسپی های غرق در خواب می اندازد و مهتاب و گل های شبدر که آنجا  بیرون ، در هوای سرد پائیزی در نور  مهتاب جلوه ای زیبا و معصوم را به ذهن متبادر می کند نظر باشو را جلب می کند. هیچ تفاوتی بین باشو ، بین آن مهتاب و گل های شبدر و این روسپی های سرگردان نیست . زندگی  همین است که می بینیم ، واقعیت همین است که همین الآن خودش را نشان می دهد .

                                                                                                             " ادامه دارد "

/ 5 نظر / 19 بازدید
کمال

ممنون آقای طالبيان عزيز... خيلی شعرت عالی بود.... کيف کردم

پريناز

ممنون.. بعد از مدتها باز يکی از اشعار ناب شما را خوانديم.. اميدوارم بيشتر بشه

پدر بزرگ

نگاه من، نگاه خسته مسافری است منتظر به حجمی از ستاره ها کجاست پس ستاره ام میان این ستاره ها؟ زنیمه هم گذشت شب نچیده ام ستاره ای به خاک سجده می کنم خدا! نظر، اشاره ای. به یک نظر رضا شوم اگر که رخ کند عیان به یاد بسپرم رخش، به عمر اکتفا کنم تمام پرده های شب یکی یکی ورق زنم که تا به صبح می رسم به عهد خود وفا کنم مرا همین بس ای خدا که در دیار عاشقان نباشدش غمی به دل من آه را صدا کنم.

زهره ( سويد )

خيلی زيبا و ناز و دلنشين بود