nature_tq_002988_g.jpg 

 

        راهی سفر به دریا بودم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

        گروهی راه بلد گفتند

        آخرین پل

        بین دست های تو

        و رویاهایم را که گذشتم

        مسیر سایه و آفتاب را بگیرم و بروم

        در تمام راه

        ژاله های نشسته بر بابونه ها

        انعکاس روشن دریا بودند

        اما حتی

        یک پروانه هم پر نمی زد

        مسافری مغموم گفت

        سال ها ست لای کتاب هزار و یکشب مرده اند

        می رفتم بی آنکه برگردم و پشت سر

        از سرنوشت این همه پنجره های بسته

        و پیاله های تشنه

        راز سراب را بپرسم

        هنوز می رفتم

        که سایه هائی از پس اشتیاق

        مرا همراهی می کردند

        پرسیدم آیا هر گزدر این حوالی

        دریا را دیده اند ؟

        یکی شان که چشم از من بر نمی داشت

        و گویا بر بالای همه ابر ها گریسته بود

        گفت دریا را عاشقان می سازند

        سال هاست گدار هیچ عاشق به این دیار نیفتاده

        پرسیدم پس گیس آفتاب در کدام آینه می بارد ؟

        گفت آینه را باید ساخت

        تفته ترین خاک خوابیده را برگزیدم

        و هزار رود شعر گریستم

        حالا ماهی ها دارند

        لخت و عریان می رقصند

 

 pomegranate_flower.jpg  خواب  انار

می گویم

نمی شود دست از سر رویا هایم برداری ؟

دیشب دستی داشت بر سینه باران می زد

و می بارید

گیس خیس و بوسه

و فهم علاقه را با خود برد

 

این درست که من بغض علاقه

و گونه های لرزان را

طاقت دیدن ندارم

اما تو چند بار مرا تسلیم باران دیده ای ؟

 

ببین

بگذار راحت ات کنم

من تا آخرین مریمی های نگاهت را نبینم

دست از شمردن ستاره که هیچ

امکان ندارد

از خواب خوب با تو بودن بگذرم

 

حالا برو

بگذار فرق بین باران و بوسه را بفهمم

 

/ 6 نظر / 11 بازدید
** علیرضا **

با سلام و تبریک عید غدیر / خيلی ممنون از حظورت توی آتوسا / تا يادمه اين دل خستم با حظور شما توان تپيدن پيدا کرده / در ضمن نوشته هایت مثل همیشه زیباست(خواب انار خیلی زیباست) / ممنون و امیدوارم اين بار هم منو با حظور گرمتون ياری کنين / منتظرم

ZHALEH

سلام / خيلی قشنگ می نويسين جوری که من حسشون می کنم / خيلی به شما احساس نزديکی می کنم / حس می کنم شما يک پدر مهربون برای من هستين / بازم خوابتون رو ديدم // دوست دارم دختر خوب شما باشم / ببخشيد که نظر نميدم راستش هنوز همون ته دنيام

*دختر آبان*

سلام مرسي كه به من سر زدي خيلي قشنگ بود خيلي .... حالا برو بگذار فرق بین باران و بوسه را بفهمم. بازم پيشم بيا خوشهال مي شم.

rira

سلام...من چقدر هوای اينجا را با بوی خواب انار و باران وبوسه ورويا دوست دارم....

sadegh

دختر آبان را تنها نگذار اون فقط به نوشته های تو و نظرت احتياج نداره.

Zohreh

beciar zibaaaaaaa bod