در هیچ دایره المعارفی نجستم این کلمه ی لعنتی را<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

پس چرا هی می گوئید زندگی را " زندگی " کنیم ؟

خودش کجاست ؟

منظورتان باد هواست ؟

به کی به کی قسم

همه تان را کفن کرده ام

توی این قبر که می گرییم

کسی نیست!

غیر از خود ما

که به ریش همه می خندیم

حتی خودمان

دینا..

تو را به شاچراغ قسم تو یه حرفی بزن

توکه قبر در بسته را دیده ای

بگو که اگر دهان قبر گوهری بلعیده باشد

سقف از بغض آرزو های عقیم می ترکد

مثل کف دستهای پدر

که از لای پینه ها

سرخرگ ها آرزو های عقیم را

پنهانی در مشتهای بسته فریاد می کند

اینجا که ما ایستاده ایم فریادی نیست

 شکل خانه است !

شکل خیابان است

 شکل خوش روزی است

 

می بینی

دینا هم می خندد

به اینگونه که من و تو

 ثانیه های بودنمان را تسبیح دست ابلهان کرده ایم

باز می گوئی توی این قبر کسی هست ؟

پس بمان و زاری کن

تا درخت چه کنم زیر پایت سبز شود

درست مثل تردیدی که مثل خوره

همه موجودیت و بودنت را خورده

چه رسد به اینکه دوست داشتن را !

چه کاسه خرجی می کنم ؟

دوست داشتن دیگری ارزونی سایه بی سایه ات

حد اقل تکلیف خودت را با خودت معلوم کن

 

 

/ 5 نظر / 7 بازدید
iman

زندگی مسير تنگيست که اسير راه آنم موج درديست روی مرداب که رفيق درد آنم!

Bejan Baran

مسيح جان از شعر نغزشما حظ کردم. بیان روان تصویری دارید: <سقف از بغض آرزو های عقیم می ترکد > . بامید روزهای بهتر. به روزم با - خواب. شاد زی. خبر! برای پيشبرد تئوری شعر فارسي پايگاه نقد شعر به روز شد. دوستان آثار خود را در زمينه نقد شعر به ايميل بيژن باران بفرستند. http://naqdesher.persianblog.ir

alreza

سلام دوست خوبم ... جز همين دربدر دشت و صحاری بودن *** ما به جايی نرسيديم زجاری بودن --- اما شما روح بزرگ و لطيفی داريد ٬ اکنده از درد مندی که وجه تمایز انسان و حیوان است همیشه جاری باشی

رها

سلام تو وبلاگ عليرضا نظرت را خواندم .عشق هديه دادن بند ساعتيست به قيمت گيسواني فروخته شده وشانه ايست به قيمت ساعتی که ديگر بند ندارد.يا حق اپم به من سر بزن يا حق

bibinaz

اگر هيچ گاه بيمار نشويم.. نميدانيم تندرستی چيست. اگر هيچ گاه گرسته نشويم .. از سير شدن لذت نميبريم. اگر هيچ گاه چنگی روی نميداد.. قدر صلح را نمی شناختيم و اگر زمستان نباشد .. بهار هم نمی آيد. (هراکليتوس)