می دانم

سال ها ست می دانم که هیچ بغضی نشکسته است

آن روز

همان روزی که پر پروانه با خار گل شکست

تو دفتر مشق هایمان را

مثل رگبارپر های آن کبوتر

که در نسیم دود و بوی باروت

آسمان را  می بارید

صفحه ها را یکی یکی بریدی

و درخت و بابا و انار و سارا

از دفتر ما رفت

دیگر از سکه رها شده در آن پیاله آب

از گلدان های یخ زده بر ایوان آذر ماه

و از غروب ، سراغت را نخواهم گرفت

دیگر می دانم

که من وتو ادامه دریا و آن غروب خسته ایم

این درست است که ما دورتر از رویا هایمان

پشت پرچین شوق و گریه

پی فقط یک پروانه می گردیم

اما حوصله کن

شب که برسد

ما دوستاره روشن

در کنار ماهی ها

لب بر لب هم میسائیم

 

/ 13 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Niloufar

سلام شعر قشنگی بود.مرسی که بهم سر زدين

در سينه کوير لوت باقی مانده دل لانه ی عنکبوت باقی مانده من شاعر کوچه های غربت هستم از من دوسه خط سکوت باقی مانده

فريال

salam,avalin bareh keh az weblagetun didan mikonam tazeh adreseh weblagetun ra az yeki az dustan greftam,dastan keh na,bayad begam keh vagheiathayeh zibaii ra beh zibatarin vajheh momken tozih dadin. movafagh va shad bashin ba arezuyeh salamatiba rayeh shoma. dousteh tazeh shoma ferial

ژاله

مهم نیست! هر چند هیچ آسمانی را به رویاندیده ام اما روزی از همین روز ها عنقریب ستاره ایی گمنام سراغ مرا از چکامه ی گریه های تو خواهد گرفت به روزم

کمال افخمی

سلام آقای طالبيان عزيز.. مدتی است نه داستانی نه شعری.. بابا کجائيدشما... در هرحال اميدوارم خوب و خوش و سلامت باشی

نيما

سلام دوست خوب.وبلاگ خوشگلتو ديدم.به منم سر بزن.لينک *مژده صبح*که تو وبلاگه هم مال خودمه٫ به اونم سر بزن.شاد باشی.

Zohreh

Aghay Talebian , montazere shere jadide shoma hastim. Piroz bashed

نادر

سلام.. من تازه کارم هنوز هم وبلاگ رو کامل درست نکردم.. ولی چند تا شعر آخری شما را خواندم و کلی لذت بردم..البته تاريخ آخری تقريبا مال يکماه قبله..... يعنی ديگه نميخواهيد ادامه بدين

نرگس

سلام آقا من نوشته تون و خوندم هایکو من جذب کرد من خودم با آيJANDARK2020 در ۳۶۰ می نویسم و در مجلات اما ازتون راهنمای می خواهم در نویسندگی میشه به JANDARK2020@YAHOO.COM پیام بذارید می خواهم باهاتون ارتباط بر قرار کنم اگه بشه ممنون