خواب دیدم مرده بودم ....

 

 

wide angle view of border

راستی یادم رفت برات بگم که چند شب قبل خواب دیدم مرده بودم . هیچکس دو ر و برم نبود . یه اطاق با دیوارای به رنگ آبی و یه پنجره که به یه باغ بزرگ و پر از درخت اقاقیا و شکوفه های گیلاس و گلابی باز میشد.

باد ملایمی می وزید و شکوفه های گیلاس دونه به دونه میریختند رو زمین زیر شاخه های گیلاس اما شاخه ها اصلا ناراحت نبودند.

یه دفعه دیدم که تمام زیر درخت گیلاس مثل یه فرش ابریشم از شکوفه های سفید که خال خال سرخ رو برگ هاشون چشمک میزد پر شد و دیگه هیچ شکوفه ای روی شاخه های درخت نبود. جوونه های سبز روی شاخه ها احساس تنهائی میکردند درست مثل دختر بچه ای که عروسک اش را آب برده باشه یه بغض سبک و قشنگ روی جوونه ها بی تابی می کرد.

یه دفعه دیدم یه دونه از اون شکوفه ها از رو زمین پرواز کرد و رفت نشست بغل یه جوونه و جوونه را ماچ کرد . من که مرده بودم بلند شدم تا هم جوونه و هم شکوفه نازنینو ببوسم دیدم شکوفه نبود یه دونه پروانه سفید  مثل برف از کنار جوونه پر زد و رفت .

منم خوشم نیومد تنهائی بمیرم . یه نفس بلندی کشیدم و با عزرائیل بگو مگوم شد که صبح اول صبحی هیچ کار دیگه ای نداشتی اومدی اینجا؟

عزرائیل گفت که :  نه بیکار بودم هوس کردم بیام اینجا با هم گپ بزنیم.

گفتم شازده من هنوز دست و صورتم را نشستم  اونوقت تو میخوای با من گپ بزنی ؟

نه آقا عزرائیل من تو را میشناسم یه کاسه ای زیر نیم کاسه تو باید باشه.

تو دیدی که من یه کمی ناراحتم اومدی که بی هیچی از اینجا نری. درست می گم ؟

آقا عزرائیل زد زیر خنده و گفت همه آدما یه طرف و تو یکی یه طرف .

تو  سر منم کلاه میزاری

یه روز نوبت منم میشه تا جوجه ها را آخر پائیز بشمرم.

یه روز میشه که دیگه دلت حتی برای یه شکوفه هم نمی گیره اونوقت میام و اون روحتا ازت می گیرم و میرم.

 بهش گفتم . اهکی اینا بدون که هر وقت بیای من عاشق ام . آدم عاشق را هم که نمیتونی قبضه روح کنی . میتونی ؟

اخم کرد و در را پشت سرش محکم کوبید به هم و رفت که رفت.

برگشتم روبروی پنجره اطاقم دیدم اون پروانه سفیده دوباره نشسته پیش جوونه و داره لبای جوونه را بو میکشه

'"Ox-Eye    

/ 10 نظر / 6 بازدید
farzaneh

سلام خوابت خير باشه مرگ نشونه عمر زياده خدا عمر با عزت بده پيش من هم بيا

rira

خواب شکوفه های گيلاس...خواب عشق...خواب پروانه ....خواب مردن...زيبايی روياها به همين است که حدومرزی ندارند........هنوز هم برای ننوشتن بهانه ای نيست!......

jeybiss~~~جی بیس~~~jeybiss

از قديم گفتن خواب زن چپه!! شوخی کردم به دل نگيري...ضمنا من آپم با يه خاطره جديد..خوشحال ميشم به ما هم سر بزنين

خاطراتچی

ممنون که سر زدی و متشکر از کامنت زيبايت. موفق باشی

نسيم مهرباني

سلام دوست گرامی من ! مناظره جالبی بود از خواندنش لذت برم . هميشه عاشق بمونی دوست خوبم . . يه چيزی بگم من عزرائيل رو هم دوست دارم چون اگه نبود و اگر بود ما تو اين کره خای ابدی باشيم خيلی خسته کننده تر از اين ميشد که هست . خدا رو شکر که زندگی رو متنوع قرار داده و مرگ هم ادامه زندگيست اينطوری حداقل دلمون خوشه که يک روز که معلوم نيست کی هست ( از اين لحظه تا ابد ) ميرم يه جاي دیگه بهتر از اینجا و همین انتظار زندگی رو شيرين تر ميکنه ..... دلشاد و شادمان و پاینده باشی مهربان

الهه

سلام دوست خوبم ... میدونی چقدر وقته بهم سرنزدی دیگه آپ کردنتم خبر نمیدی...

الهه

سلام مجدد ممنونکه اینقدر زود اومدی من اگه خبر نمیدم چون هر سه شنبه آپ میکنم و دوست دارم دوستای خوبی مثله شما همیشه پیشم بیان ... به هر حال خیلی خوشحالم کردی شاد باشی بازم منتظرت هستم

farzaneh

سلام بابا چند بار کامنت بذارم پيش من هم بيا

foozoole mahal

وب لاگ های زير را بخوانيد : mkh121.persianblog.ir sanjabi.persianblog.ir gapochaye.blogpot.com adamak.persianblog.ir