پنجره ای برای دلتنگیها

 

 


 

 

کرانه تا کرانه

دریا به دریا

تا آنجا که دامنِ آبیِ آبها

قدم های آسمان پر ستاره می بوسند

تو تنها ستارهْ روشنِ شب های بی قرارِ منی

و آنجا که عقاب ها آشیانه می سازند

و تا آنجا که سرو نگاه قله ها می بیند

تنهائی توست

که افراشته ترین رویا های مرا معنی می کنند

شاید از میان همه ستاره های روشن

دورترین و رهاترین آن ها

فاصله غریب غربت را نشانه می کنند

اما من فاصله ها را به خط رویا

در هم می شکنم

و بر پیشانی تنهاترین ستاره

بوسه خواهم زد

 

+نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸٤/٤/٢٦ساعت۸:۱٥ ‎ق.ظتوسط مسیح اله طالبیان | نظرات ()