پنجره ای برای دلتنگیها

 

 

اگه گفتید چطوری از دل این شاخه های سرد پوشیده از برف چند روز دیگه گل های قشنگ حجاب بر می دارند ؟

چون عادت طبیعی طبیعت زایش زیبائی هاست

آخه چند روز دیگه یه مسافر عزیز از راه میرسه

گوش کردید این روزا گنجشکها چی دارند با هم پچ پچ می کنند ؟

از اون بالای درختها گرد و غبار اسب ابلق که به تیزی و تندی بارون بهار خانوما داره میاره گنجشکها می بینند اما ماها این زیر روی خاک از هیچی خبر نداریم.

بهار خانوم میاد و میره اما ما هنوز تو زمستونیم.

از من گفتن از شما هم نشنفتن . اگه نظر منا میخواهید زود همه جا را آب و جارو کنید تا بهار خانم تو خونه و دل شما هم بیاد.

 

+نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۳/۱٢/۱٩ساعت٧:٥۸ ‎ق.ظتوسط مسیح اله طالبیان | نظرات ()