پنجره ای برای دلتنگیها

 

به این قطعه توجه کنید . آیا محتوای آن همان است که در متن اصلی ( انگلیسی ) در زیر آمده است ؟ امیدوارم اینچنین باشد.

او یگانه است
او مرا به نا شناحته ها میبرد
مهربانی بی تا گوئی اولین جوانه مهر است  
و مرا آنچنان می خواهد
که اینگونه 
کسی
 هر گز
مسح مسیح وارش دل را به یقین 
و  بوسه اش شعله میزند مرا
و به اوج می رسیم

با دلنوازی زبان هایمان

بوسه اش  هوس میبارد در من
از اشتیاق درد میگیرم و روحم عریان 
انگشتان سحر آمیزش اشتیاق را در من می یابند
وقتی چون پیچک میخزد
و به ژرفنا میبرد مرا
نالان و لرزان نیش و نوش لذتم
که او تنها محک گوهر من است
و نامش را فریاد می کنم وقتی از آدمیت او سرشارم
واینک آن نیستم که بودم
مرا اوج به اوج با خود میبرد
و تن هایمان در رقص یک شعله می سوزد
اوج میگیریم و جذبه را تجربه می کنیم

فرو میریزیم و زلال آرامش را در آغوش

من او را جاودانه میپرستم

او ماه و خورشید و ستاره هاست

او یگانه است

HE IS THE ONE

Author: anonymous

He has taken me where I have never gone before
He has done to me what no one has ever done
He loves me like no one ever will
 
When he touches me, my heart stands still
When our lips meet, my body ignites
When are tongues caress, we reach new heights
 
 His kiss fills me with passion beyond compare
I ache with desire, my soul I bare
His fingers are magic as they creep
They find my fire and take me deep
 
I moan, I shake, I quiver with pleasure
He is the only one that can find my treasure
His manhood fills me, I cry out his name
From this moment on I'll never be the same
 
He takes me with him higher and higher
Our bodies are burning we are on fire
We climb and find our ecstasy
We collapse and find serenity
 
I will love him for all eternity
He is the moon and the stars and the sun
He is the one
+نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۳/۱٢/۱٢ساعت٦:۱٧ ‎ب.ظتوسط مسیح اله طالبیان | نظرات ()