پنجره ای برای دلتنگیها

اسلوب های هايکو نويسی

اوایل که با شعر کوتاه ژاپنی آشنا شدم ، همین هایکو را می گویم ، فکر می کردم که هر نوشته کوتاهی ، همینکه در سه سطر نوشته میشود و کمی هم با حسی ظریف همراه باشد ، آن نوشته می شود یک هایکو.

هر چه بیشتر آثار استادان بنام این شعر را ، از قبیل باشو  ، بوسون ، ایسا و شیکی را مطالعه کردم ، دیدم که هایکو خودش چیزی ندارد که درمان زخم ها و درد ها باشد ، حتی دوبیتی های عمر خیام هم نیست که عقده های فروخورده را باز گوید . پس چیست این دردانه شعر شرق و اینک دردانه شعر همه دنیا !

کمکم متوجه شدم هایکو فقط یک پنجره است ، پنجره که باز می شود هوای تازه می دمد ، صدای هائی ، تصاویری و حس هائی به درون خلوت تو می آید که با این صدا ها و تصاویر سال ها است که آشنائی ، اما هیچگاه به این وضوح به آن ها نگاه نکرده ای. وقتی هایکو های باشو را در خلوت خود زمزمه می کردم  پنجره را می دیدم که باز می شود حسی قریب هم دست ام را می گرفت و می برد نه تنها به کودکی هایم بلکه به آنجا هائی که باید سال های بعد زندگی می کردم . شگفتی آن حال و هوا  مانع از آن می شد که چگونه باز شدن آن پنجره را در یابم . آخر چه سود که تو را بر سبزه ای و چمنی و رنگین کمانی مهمان کنند اما راه و نشانی آن دیار را برایت نگویند .

اینچنین بود حیرت هایم تا اینکه اخیرا  نوشته ای از خانم جین رایش هولد (Jane Reichhold) نویسنده و شاعر آمریکائی آلمانی آشنا شدم . خانم رایش هولد پیش از آنکه شاعر و نویسنده باشد هنرمندی است که با سفال همه آرزوهایش را عینیت می بخشد گاهی به شکل یک گلدان گاهی هم به شکل یک عروسک .

خانم رایش هولد می گوید سال ها هایکو می نوشتم اما آنچه را که می دیدم هر گز تمام و کمال نتوانستم با واژه ها بیان کنم.تا روزی نوشته ای از  خانم بتی درونیوک ( Betty Drevniok) رئیس انجمن هایکو نویسان کانادا به دستش رسد . اولین بار بود که در این کتاب دست نوشته خانم بتی گفته بود که نوشتن هایکو و اثر بخشی آن به تکنیک هائی وابسته است که شاعر باید در سرودن هایکو از آن تکنیک ها بهره بگیرد . تکنیک ها همان کلید قفل آن پنجره ای است که نه تنها به منظری برای شاعر باز می شود بلکه این پنجره برای مخاطب نیز گشوده می شود تا به رمز و راز و سر آنچه می بیند آگاه شود.

دوست دارم که شما را هم با این تکنیک ها آشنا کنم که هر پنجره ای یه سوئی زیبا باز شود این زندگی فانی را با لذت بیشتری با افت و خیز هایش تحمل خواهیم کرد . اصلا به این باور می رسیم که نباید در زندگی به دنبال مدینه فاضله و بهشتی بگردیم که اثری از نا ملایمات در آن نباشد. زندگی  و بهشت گونه بودن زندگی همین باور است که بپذیریم خوبی ها و زشتی ها ، زیبائی ها و نا ملایمات، گل ها و خیزران .... همه این ها خود زندگی است . فقط باید که نوع نگاه مان را به این چیز ها که گفتم عوض کنیم تا در یک وحدت طبیعی با آن ها برایمان لذت بخش شوند.

اگر قسمت باشد هر بار یکی دوتا از این تکنیک ها را با هم مرور می کنیم :

 

اصل یکم : اصل  تطبیق Comparison  

در این تکنیک یک  "چیزی " و یک  " چیز دیگری " کاملا واضح و روشن به تصویر کشیده می شوند ، ضمن اینکه این دو " چیز " همدیگر را کامل می کنند ضمنا اتفاق خاصی را هم نشان می دهند . پس از آن مخاطب و کسی که شعر را می خواند مجبور می شود از ورای این دوچیز به ظاهر متفاوت به آن گوهری که این دو را شبیه هم نشان می دهد پی ببرد ، وجوه مشترک این دوچیز به ظاهر متفاوت را ببیند و حس کند . ما آدم ها هزار و یک اتفاق را در زندگی روزمره تنها می بینیم و دیدن آن ها برایمان عادت شده است اما هیچگاه در آن ها دقیق نشده ایم . هایکو دیدن  دوباره اشیا است ، دیدن دوباره چیز هائی است که هزار بار دیده ایم .

به این هایکو از خانم رایش هولد توجه کنید :

 

در خواب نیمروزی

گیلاس بنان پائین دست

غرق شکوفه اند

 

بن با ضم " ب " به معنی درخت است .

چیزی که اینجا در این هایکو ابراز شده اما از آن چیزی گفته نشده است این است که شکوفه های درختی در آن پائین دست های آن دشت بهاری می تواند با گل هائی که از آن حرفی نیامده و حالا در خواب ناز نیمروزی خواب پروانه می بینند ، می توانند با هم و در برابر هم دیده شوند ، مثل کودکستانی که بعضی نو باوگان در خواب ناز اند و بعض دارند با عروسک هایشان بازی می کنند ، و همه این ها در یک سکوت روحانی است .

ممکن است که کسی بپرسد آیا چه تصویر دیگری را می توان با تصویر شکوفه های گیلاس تطبیق داد و مقایسه کرد؟  طبیعی است که لیست بالا بلندی از تصاویر بی شمار ممکن است جایگزین سطر اول این هایکو شود.

اصلا ممکن است کسی سئوال را اینگونه مطرح کند : که چه تصویر و یا چه چیز دیگری را در چشم انداز بهاری می توان با گل هائی که هم اینک در سطر اول به خواب ناز نیمروزی  فرورفته اند مطابقت داد؟

و یا اصلا شما می توانید هر دو تصویر را بردارید و تصاویر دلخواه خودتان را جایگزین کنید

 

به هایکوئی از " بوسون " توجه کنید ( شاعر و نقاش ژاپنی در قرن هفذهم میلادی ) :

 

پای رفتن ام نیست

همینجا می مانم ، با سایه سار بید افشان

باران هم که نمی بارد !

 

شاید کسی با تعویض یکی از تصاویر این هایکو  ، شعر دیگری بسازد :

 

پای رفتن ام نیست

همینجا می مانم ، با سایه سار بید افشان و

صدای آب  !

 

 

+نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸٦/٧/٢٢ساعت۱:٢۳ ‎ب.ظتوسط مسیح اله طالبیان | نظرات ()