پنجره ای برای دلتنگیها

 


خیلی ، خیلی چیزها به یادم می آید
ایوان ، شاتوت ، ناظم ...
و زنگ مدرسه



این سو تر از غروب
روئیده در میان برگ ها
بید افشان و تکیده ای

+نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸٦/٧/۱٦ساعت۱٢:٥٠ ‎ب.ظتوسط مسیح اله طالبیان | نظرات ()