پنجره ای برای دلتنگیها

چند هايکوی جديد (Haiku , Haiko , Haku,Hayko,Hayku(

چه بارانی

لنگه کفش کهنه ام

پادری خوبی است


 

روی این سنگ

نوشته

تولد سی ، وفات سی و یک

 

تمام طول راه

شقایقی

تنها نیستم

 

هر خانه ای در بم

یک نفر نخل دارد

میان آوار ها

 

 

هزار رنگین کمان

هزاررنگین کمان بهاری

سنی از من گذشته است

 

 

مزار ها

همه پوشیده از برف

خاک این یکی اما خیس است

 

 

دارم سفره ی هفت سین می چینم

کاش عید

آخر پائیز آمده بود

 

 

عکسی میان هفت سین

گاهی بهار

ناخوانده می آید

 

یک دست اش ریواس

یک دست اش نرگس کوهی

کولی ها با بهار می آیند

 

خانه ای متروک

یک صدا تکرار می شود

غژ غژ درگاه

+نوشته شده در شنبه ۱۳۸٦/٥/۱۳ساعت۳:۱٦ ‎ب.ظتوسط مسیح اله طالبیان | نظرات ()