پنجره ای برای دلتنگیها

 

همسایه ام

سراغ اره اش را می گیرد

صدای زنجره !

 

ابر های تندر خیز پائیزی !

کار گران فصلی و روسپی ها

زیر درخت افرا !

 

این باریکه آب زلال

زیر شکوفه های گیلاس

چه چلیپائی !!

 

 

کمی بوی باران

عطر شکوفه ها

وچشم های  این سگ !

 

 

سنجاقکی

روی سینه نیلوفر

چه دلنواز شد آوای غوک ها

 

+نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸٦/۳/۱٦ساعت۱٢:٤٠ ‎ب.ظتوسط مسیح اله طالبیان | نظرات ()