پنجره ای برای دلتنگیها

يک هايکو برای ( يک تصوير از فتو هايکو )

دیوار چله نشین ، پنجره کور !

هی قاصدک های شهریوری

جای تان خالی نیست

امشب شاعران در تبعیدند

یا عاشقان خواب اند ..

پله ها بی دلیل تکرار نمی شوند !

+نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸٦/٢/۱٩ساعت۱٠:٥٢ ‎ق.ظتوسط مسیح اله طالبیان | نظرات ()
باز هم هايکو

 

هیچ وقت آیا غروب و ماه ،  و پرواز فوجی از پرنده های مهاجر را با هم دیده اید ؟

 

هیچ وقت گمان نمی کردم

فوجی پرنده مهاجر

ماه را دور بزنند

 

پروانه ای بنفش پر می کشد از گل سوسن

 

پروانه بنفش است !

یا زبان سوسن

پر کشیده ؟

 

این ماه ، ماه من است

 

با اینکه قبیله ای شاعر

هزار ماه دیده اند

این ماه اما ، یگانه است

 

راستی ، رمز و راز سوختن شب پره ها چیست ؟

 

کسی می داند آیا

به نور عاشق اند یا آتش

این شب پره ها ؟

 

کسی چه می داند !

شاید در برزخ نور و آتش اند

این شب پره ها

داشتم ماه را می دیدم این کبوتر بر شاخه نشست !

 

تا کبوتر

بال اش را جمع کند

ماه دوباره کامل خواهد شد

 

آن دم موعود وقتی از نگاه احتضار دنیا را می بینیم

 

پشت این رنگ ها

شبح هائی

اشک می ریزند

 

 

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸٦/٢/۱٧ساعت٩:۱٠ ‎ق.ظتوسط مسیح اله طالبیان | نظرات ()