پنجره ای برای دلتنگیها

چند هايکوی جديد

شب زمستان و سکوت و تنهائی

برف و زمستان

این شب زمستانی

هیچ چیز جم نمی خورد

جز ستاره ها

تنهائی جوجه گنجشک

بیا

بامن بازی کن

تو گنجشک یتیم

رایحه یاس ها و مرور رویا ها

چه بوی یاسی !

همه ی راز هایمان

بر ملا می شود

زیبائی

در برابر آینه

موهایش را شانه می زند

ماه گرفته است

 

 

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸٥/۱٠/٢٥ساعت۱:٥٠ ‎ب.ظتوسط مسیح اله طالبیان | نظرات ()