پنجره ای برای دلتنگیها

 

 

River near Hanalei. North shore, Kauai island, Hawaii, USA  

 

راست اش را بخواهی دوست ات ندارم

وقتی می گویم " دوستت دارم "

مثل این است که

به پایان قصه رسیده ام

بگذار شوریده باشم

چه عیبی دارد که نگاه  بارانی باشد

هوای گرگ و میش

دلهره در شب بی پایان

من با این ندانستن ها

بیشتر با تو ام

باران بر کویر عطر آکین است

علفزار سیر است

می گوئی دیوانه ام !

غمی نیست

اما آیا پرواز تو را نباید کسی ذوق کند ؟

من در خاک می مانم

 

+نوشته شده در جمعه ۱۳۸٤/۱٠/٢ساعت٤:۳٢ ‎ب.ظتوسط مسیح اله طالبیان | نظرات ()